ابتدایی
متوسطه اول
متوسط دوم
کدام مورد، از عوامل اصلی افزایش ظرفیت تولیدی یک کشور است؟
1
کاهش دائمی سرمایهگذاری برای جلوگیری از استهلاک
2
افزایش منابع تولید و بهکارگیری فناوری بهتر
3
حذف کامل پسانداز و مصرف همه درآمد در زمان حال
4
محدودکردن آموزش نیروی انسانی برای کاهش هزینهها
اگر کشوری بخواهد در آینده تولید بیشتری داشته باشد، کدام انتخاب اقتصادی منطقیتر است؟
استفاده از همه منابع برای مصرف فعلی و چشمپوشی از سرمایهگذاری
اختصاص بخشی از منابع فعلی به سرمایهگذاری و توسعه ظرفیت تولید آینده
کاهش بهرهوری نیروی کار برای کاهش فشار بر تولید
جایگزینی کامل تولید با واردات در همه بخشها
تفاوت اصلی میان «دستیابی به کارایی» و «رشد اقتصادی» کدام است؟
کارایی باعث انتقال مرز میشود، اما رشد فقط جابهجایی روی مرز است.
کارایی با استفاده بهتر از منابع موجود حاصل میشود، اما رشد با افزایش ظرفیت تولید
هر دو دقیقاً یک مفهوماند
رشد فقط به کاهش قیمتها مربوط است، اما کارایی به افزایش تولید
شاخص دهکها در اقتصاد بیشتر برای سنجش چه چیزی به کار میرود؟
سرعت رشد فناوری
کیفیت محیط زیست
چگونگی توزیع درآمد میان گروههای مختلف جمعیتی
حجم صادرات و واردات
کدام گزینه، تفاوت «رشد اقتصادی» و «پیشرفت اقتصادی» را دقیقتر بیان میکند؟
رشد اقتصادی به توزیع عادلانه درآمد مربوط است، اما پیشرفت اقتصادی فقط به افزایش تولید توجه دارد.
رشد اقتصادی مفهومی کیفی است، اما پیشرفت اقتصادی کاملاً کمی و قابلاندازهگیری با یک شاخص است.
رشد اقتصادی بیشتر به افزایش تولید و درآمد مربوط است، اما پیشرفت اقتصادی علاوه بر آن، ابعاد دیگری مانند توزیع درآمد و توسعه انسانی را نیز دربر میگیرد.
رشد اقتصادی و پیشرفت اقتصادی در اقتصاد دقیقاً هممعنا هستند.
اگر GDP واقعی سال قبل 400 و GDP واقعی سال جاری 460 باشد، نرخ رشد اقتصادی چند درصد است؟
10 درصد
12 درصد
15 درصد
18 درصد
اگر کشوری از نظر تولید کل رشد کند، اما بخش عمده درآمد حاصل تنها به گروه کوچکی از جامعه برسد، کدام تحلیل درستتر است؟
چون تولید افزایش یافته، حتماً پیشرفت اقتصادی کامل رخ داده است.
افزایش اندازه کیک اقتصادی لزوماً به معنای توزیع عادلانه آن نیست.
هر نوع رشد اقتصادی بهطور خودکار نابرابری را از بین میبرد.
در این وضعیت، دیگر نمیتوان از رشد اقتصادی سخن گفت.
کدام مورد، تفاوت «تولید ناخالص داخلی» و «تولید ملی» را بهتر نشان میدهد؟
تولید ناخالص داخلی بر پایه محل تولید است، اما تولید ملی بر پایه وابستگی درآمد به مردم یک کشور
تولید ملی فقط شامل کالاهاست، اما تولید ناخالص داخلی شامل خدمات هم میشود.
تولید ناخالص داخلی فقط در اقتصادهای پیشرفته کاربرد دارد.
این دو اصطلاح کاملاً هممعنا هستند.
اگر یک شرکت خارجی در داخل ایران فعالیت کند و در همانجا کالا تولید کند، ارزش تولید آن در کدام شاخص وارد میشود؟
فقط در تولید ملی کشور مبدأ آن شرکت
فقط در تولید ناخالص داخلی ایران
نه در تولید داخلی و نه در تولید ملی
فقط در بودجه دولت ایران
در اقتصادی با دو کالای نهایی، اگر قیمتها افزایش یابد ولی مقدار تولید هر دو کالا ثابت بماند، کدام شاخص بیشتر در معرض انحراف از واقعیت تولید قرار میگیرد؟
GDP واقعی
GDP اسمی
شاخص دهکها
شاخص توسعه انسانی
کدام مورد در تولید ناخالص داخلی محاسبه میشود؟
فروش خودروی دستدوم میان دو خانوار
کار داوطلبانه و بدون دستمزد در یک مؤسسه خیریه
تولید نهایی یک کارخانه در همان سال
ارزش قاچاق کالا در بازار غیرقانونی
کدام گزینه درباره «کالاهای واسطهای» و «کالاهای نهایی» درستتر است؟
هر دو باید جداگانه و کامل در GDP جمع شوند تا تولید کشور کمتر از واقع نشان داده نشود.
فقط کالاهای واسطهای باید محاسبه شوند، چون پایه تولید هستند.
فقط کالاها و خدمات نهایی محاسبه میشوند تا از محاسبه مضاعف جلوگیری شود.
کالاهای نهایی در GDP حذف میشوند، چون قیمت آنها شامل قیمت واسطهها هم هست.
اگر GDP اسمی یک کشور در دو سال پیاپی افزایش یابد، کدام نتیجه حتماً درست نیست؟
ممکن است بخشی از این افزایش ناشی از بالا رفتن قیمتها باشد.
برای قضاوت درباره رشد واقعی، باید تغییرات قیمت را هم بررسی کرد.
حتماً مقدار واقعی تولید افزایش یافته است.
استفاده از GDP واقعی میتواند تحلیل دقیقتری بدهد.
کدام مؤلفه، جزو عناصر اصلی شاخص توسعه انسانی (HDI) است؟
تعداد کارخانههای بزرگ کشور
امید به زندگی، آموزش و درآمد سرانه
حجم صادرات نفت و گاز
نسبت واردات به صادرات
چرا شاخص توسعه انسانی معمولاً تصویر کاملتری از وضعیت یک کشور نسبت به GDP ارائه میدهد؟
چون GDP فقط به تجارت خارجی مربوط است.
چون HDI علاوه بر درآمد، به وضعیت سلامت و آموزش نیز توجه میکند.
چون HDI فقط بر عدالت درآمدی تکیه دارد.
چون HDI اثر قیمتها را بهطور کامل حذف میکند.
کدام وضعیت، بهاحتمال بیشتر نشاندهنده «پیشرفت اقتصادی» است، نه فقط رشد اقتصادی؟
افزایش ارزش تولید سالانه، بدون تغییر در وضعیت آموزش و توزیع درآمد
افزایش تولید ناخالص داخلی همراه با بهبود سواد، بهداشت و کاهش شکاف درآمدی
افزایش قیمت کالاها و در نتیجه افزایش اسمی تولید ناخالص داخلی
افزایش فروش یک صنعت خاص، بدون اثر بر سایر بخشها
اقتصاددانان برای سنجش تولید واقعی از «سال پایه» استفاده میکنند، زیرا:
میخواهند ارزش پول ملی را حذف کنند.
میخواهند اثر تغییرات قیمت را از محاسبه رشد تولید جدا کنند.
میخواهند فقط کالاهای ارزان را در نظر بگیرند.
میخواهند کالاهای واسطهای را به کالاهای نهایی تبدیل کنند.
کدام جمعبندی، منطق اصلی این درس را بهتر بیان میکند؟
هر افزایش تولیدی، بدون هیچ شرطی به معنای پیشرفت کامل کشور است.
رشد اقتصادی مهم است، اما برای ارزیابی پیشرفت باید در کنار آن به توزیع درآمد، آموزش، بهداشت و سایر شاخصهای انسانی و بومی نیز توجه کرد.
تنها شاخص معتبر برای سنجش کشورها GDP اسمی است.
اگر کشوری رتبه توسعه انسانی مناسبی داشته باشد، دیگر عدالت اقتصادی اهمیت ندارد.
در چارچوب مرز امکانات تولید، رشد اقتصادی چگونه نمایش داده میشود؟
حرکت از نقطهای درون مرز به نقطهای روی همان مرز
حرکت از یک نقطه روی مرز به نقطهای دیگر روی همان مرز
انتقال مرز امکانات تولید به سمت بیرون
حذف کامل هزینه فرصت
اگر سهم دهک دهم از درآمد ملی 30 درصد و سهم دهک اول 3 درصد باشد، نسبت دهک دهم به دهک اول برابر است با:
ارزیابی آزمون
هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش
کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه