ابتدایی
متوسطه اول
متوسط دوم
اگر حکومتی برای همسو شدن با الگوی فرهنگی بیگانه، به حذف برخی نشانههای آشکار هویت دینی جامعه اقدام کند، این رفتار بیش از همه به کدام وضعیت نزدیک است؟
1
تحقق عقلانیت فرهنگی بومی
2
گذار از استبداد قومی به استبداد استعماری
3
بازگشت خودآگاه به سنتهای اصیل
4
تقویت خودجوش فرهنگ اسلامی در جامعه
کدام مقایسه درست است؟
عصر نبوی مرحله تأسیس و رفع موانع آغازین بود، اما عصر بیداری اسلامی مرحله بازگشت آگاهانه به هویت اسلامی در برابر سلطه فرهنگی غرب است.
عصر نبوی و عصر بیداری اسلامی هر دو صرفاً دورههایی نظامیاند و نقش فرهنگی ندارند.
دوران خلافت تنها دورهای بود که فرهنگ اسلامی در آن ظهور یافت و پیش و پس از آن، اثری نداشت.
عصر استعمار ادامه طبیعی عصر نبوی بود و از همان منطق فرهنگی پیروی میکرد.
کدام گزینه، دلیل اصلی ورود عقاید و ارزشها به عرصه فرهنگ بشری را بهتر بیان میکند؟
پشتیبانی کامل قدرتهای سیاسی از آنها
پذیرش آنها از سوی انسانها و ظهور تاریخیشان در زندگی جمعی
هماهنگی آنها با منافع اقتصادی اقوام گوناگون
تبدیل شدن آنها به قوانین رسمی حکومتها
کدام تحلیل درباره «عصر نبوی» دقیقتر است؟
گسترش اسلام در این دوره، از ابتدا با تکیه بر قدرت امپراتوریهای بزرگ انجام شد.
پیامبر اسلام پس از سالها دعوت و مقاومت در برابر ساختار قبیلهای، حکومت اسلامی را تشکیل داد و موانع سیاسی را در شبهجزیره کاهش داد.
جامعه عربستان پیش از اسلام، دارای وحدت سیاسی و فرهنگی کامل بود و اسلام در همین بستر رشد کرد.
در عصر نبوی، دعوت اسلام فقط جنبه معنوی داشت و هیچ پیامد اجتماعی و سیاسی نداشت.
کدام گزینه، دلیل جهانشمول بودن فرهنگ اسلامی را دقیقتر بیان میکند؟
چون در طول تاریخ در سرزمینهای متعددی حکومت تشکیل داده است.
چون اصول اعتقادی و ارزشهای آن با فطرت انسان و نظام آفرینش هماهنگ است.
چون زبان دینی آن توانسته جای بسیاری از زبانهای محلی را بگیرد.
چون پیروان آن در دورههایی از تاریخ، قدرت سیاسی گستردهای داشتهاند.
کدام گزینه، نقش حکومتهای قومیـقبیلهای مانند سلجوقیان، خوارزمشاهیان، مغولان یا عثمانی را در نسبت با ظرفیتهای فرهنگ اسلامی بهتر توضیح میدهد؟
این حکومتها باعث شدند همه ظرفیتهای اجتماعی اسلام بهطور کامل آشکار شود.
این حکومتها چون مسلمان بودند، الزاماً در همه سطوح نماینده کامل فرهنگ اسلامی بودند.
رفتارهای قومی و قبیلهای آنها میتوانست مانع ظهور کامل ظرفیتهای فرهنگ اسلامی شود.
حضور آنها سبب شد فرهنگ اسلامی بهکلی از میان برود و هیچ اثری باقی نماند.
کدام گزینه، دارای دام آموزشی بیشتری است و ممکن است دانشآموز با خلط «قدرت سیاسی» و «نفوذ فرهنگی» به اشتباه آن را انتخاب کند؟
هر جا حکومتهای مسلمان وجود داشتند، همه ارزشهای اسلامی بهصورت کامل تحقق یافته بود.
فرهنگ اسلامی حتی در دورههایی که قدرتهای سیاسی از ارزشهای آن فاصله داشتند، میتوانست بر جوامع و حتی مهاجمان اثر بگذارد.
سلطه استعماری میتوانست به حذف برخی مظاهر فرهنگ اسلامی بینجامد.
بازگشت به هویت اسلامی، یکی از پایههای بیداری اسلامی بود.
کدام جمعبندی، نگاه این درس به گسترش فرهنگ جهانی اسلام را کاملتر نشان میدهد؟
فرهنگ اسلامی فقط در صورت پشتیبانی کامل حکومتها توان گسترش دارد و بدون آن در تاریخ نقشی ایفا نمیکند.
فرهنگ اسلامی به دلیل فطری بودن، عقلانیت، عدالتخواهی و ظرفیت هویتی خود، در تاریخ مراحل گوناگونی را پشت سر گذاشته و با وجود موانع سیاسی و استعماری، همچنان قابلیت گسترش جهانی دارد.
گسترش فرهنگ اسلامی در گذشته صرفاً یک رخداد نظامی بوده و در عصر جدید پایان یافته است.
فرهنگ اسلامی فقط در جوامعی قابل تحقق است که تنوع قومی و فرهنگی در آنها وجود نداشته باشد.
کدام گزینه، تفاوت مهم میان «فرهنگ اسلامی» و «قدرتهای سیاسی حاکم بر جوامع اسلامی» را بهتر نشان میدهد؟
هرگاه قدرت سیاسی اسلامی بود، فرهنگ اسلامی نیز بدون مانع و کامل تحقق مییافت.
فرهنگ اسلامی همواره صرفاً تابع قدرتهای سیاسی بوده و بدون آنها گسترش نمییافت.
فرهنگ اسلامی میتوانست مستقل از عملکرد قدرتهای سیاسی، از مرزهای جغرافیایی عبور کند و بر جوامع دیگر اثر بگذارد.
قدرتهای سیاسی در تاریخ اسلام هیچگاه در برابر ظهور کامل ارزشهای اسلامی مانع ایجاد نکردند.
اگر دیدگاهی، سعادت انسان را در بهرهگیری حداکثری از همه تواناییها برای کامیابی صرفاً دنیوی بداند، این دیدگاه با کدام برداشت ناسازگارتر است؟
انسان باید در مسیر شکوفایی عقل و عدالت حرکت کند.
انسان برای تأمین منافع اقتصادی خود ناچار از محدودسازی آزادی دیگران است.
شقاوت انسان در فراموشی حقیقت الهی خویش و فروکاستن ظرفیتهایش به زندگی محدود اینجهانی است.
ارزشهای اخلاقی تابع ترجیح جمعی و قراردادهای متغیرند.
اگر فرهنگی بتواند در شهرها و سرزمینهای گوناگون، میان مردمانی با نژادها و زبانهای مختلف، احساس «در وطن بودن» ایجاد کند، این ویژگی بیش از همه بیانگر چیست؟
یکسانسازی اجباری و حذف همه تفاوتهای فرهنگی
قدرت ایجاد همبستگی فراملی بر پایه هویت مشترک
ناتوانی در تولید نهادهای فرهنگی پایدار
فروپاشی مرزهای ارزشی و از بین رفتن تعلقات مشترک
در تحلیلی جامعهشناختی، کدام مورد را میتوان یکی از نشانههای ناسازگاری با فرهنگ جهانی مطلوب اسلام دانست؟
کوشش برای رهایی انسان از بندگی انسانهای دیگر
تلاش برای جلوگیری از تمرکز ثروت در دست گروهی محدود
پذیرش برتری پایدار گروهی خاص بر تودههای انسانی
تعهد به عدالت و آزادسازی مستضعفان
کدام گزینه، نقش انقلاب اسلامی ایران را در این درس دقیقتر نشان میدهد؟
جایگزین کردن ناسیونالیسم با نوعی قومگرایی مذهبی
ایجاد مرحلهای تازه در گسترش فرهنگ جهانی اسلام با محور بازگشت به هویت الهی
پایان دادن کامل به همه صورتهای استعمار در جهان
محدود کردن اسلام به قلمرو ملی و قطع پیوند آن با امت اسلامی
کدام گزاره، استنباطی نادرست از این درس است؟
ممکن است فرهنگی از نظر محتوایی توانمند باشد، اما ساختارهای سیاسی مانع بروز کامل ظرفیتهای آن شوند.
استعمار فقط یک پدیده نظامی و اقتصادی است و تأثیری بر هویت و نمادهای فرهنگی ندارد.
مقابله با سلطه، اگر از هویت فرهنگی جامعه جدا شود، ممکن است پشتوانه مردمی کافی پیدا نکند.
بازگشت به هویت اسلامی میتواند به منزله مرحلهای نو در گسترش فرهنگ جهانی اسلام تلقی شود.
کدام گزینه، تفاوت راهبردی «استبداد قومی» و «استبداد استعماری» را دقیقتر بیان میکند؟
استبداد قومی مستقیماً به حذف مظاهر اسلامی میپرداخت، اما استبداد استعماری برای حفظ دین تلاش میکرد.
استبداد قومی، چون پشتوانه بیرونی نداشت، غالباً از رویارویی مستقیم با فرهنگ اسلامی پرهیز میکرد؛ اما استبداد استعماری برای تأمین نیازهای غرب، به حذف مظاهر اسلامی گرایش داشت.
هر دو کاملاً یکسان عمل میکردند و تفاوت آنها فقط در نام بود.
استبداد استعماری فقط سیاسی بود، ولی استبداد قومی فقط فرهنگی.
کدام گزینه، ترکیب درستتری از «مانع»، «پیامد» و «راه برونرفت» در تاریخ گسترش فرهنگ اسلامی ارائه میدهد؟
مانع: غنای فرهنگ اسلامی / پیامد: افول ارزشهای جهانی / راه برونرفت: کنار گذاشتن هویت دینی
مانع: حاکمیت روابط قبیلهای و سلطه استعماری / پیامد: محدود شدن ظهور کامل ارزشهای اسلامی / راه برونرفت: بازگشت آگاهانه به هویت اسلامی
مانع: تکثر اقوام / پیامد: نابودی فرهنگ / راه برونرفت: حذف همه عناصر قومی
مانع: حضور عالمان مسلمان / پیامد: توقف گسترش فرهنگ اسلامی / راه برونرفت: قطع ارتباط دین و جامعه
کدام گزینه، توصیف مناسبتری از «امت فرهنگی اسلامی» در دوره شکوفایی آن ارائه میدهد؟
فرهنگی یکنواخت که در آن همه اقوام مجبور به ترک همه سنتهای غیرعربی بودند.
فرهنگی که عناصر بیزیان اقوام گوناگون را در خود جذب میکرد، بدون آنکه هویت انسانی و اسلامی خود را از دست بدهد.
فرهنگی که فقط در خاورمیانه محدود ماند و از پیوند با سایر مناطق پرهیز کرد.
فرهنگی که وحدت خود را صرفاً از راه برتری نژادی و قومی حفظ میکرد.
پیش از شکلگیری مرحله جدید بیداری اسلامی، بسیاری از نخبگان جهان اسلام برای مقابله با استعمار به چه خطایی نزدیک شدند؟
بیتوجهی کامل به هرگونه سازماندهی اجتماعی
تکیه بر مکاتب غربی مانند ناسیونالیسم و مارکسیسم به جای بازگشت به هویت اسلامی
پرهیز از هرگونه مقاومت و پذیرش سلطه غرب
جایگزین کردن عقلانیت دینی با قبیلهگرایی عربی
کدام گزینه، مفهوم «بیداری اسلامی» را بهتر توضیح میدهد؟
بازگشت صرف به ساختارهای قبیلهای پیشامدرن برای مقابله با نفوذ خارجی
شکلگیری مقاومتهای ریشهدار در فرهنگ اسلامی در برابر سلطه و نفوذ فرهنگ غرب
پذیرش کامل دستاوردهای فکری غرب و کنار گذاشتن هویت اسلامی
محدود کردن دین به حریم فردی و خارج کردن آن از عرصه تاریخی و اجتماعی
کدام گزینه، تصویر دقیقتری از نگاه اسلام به انسان ارائه میدهد؟
انسان موجودی تابع شرایط تاریخی است و مسئولیت او نسبی و محدود به ساختارهای اجتماعی است.
انسان موجودی مختار، دارای فطرت الهی و مسئول در برابر آبادانی جهان و پرهیز از فساد است.
انسان صرفاً در نسبت با جمع معنا مییابد و هویت فردی مستقلی ندارد.
انسان برای رهایی از دشواریهای دنیا باید از دخالت در امور اجتماعی پرهیز کند.
ارزیابی آزمون
هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش
کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه