اِرتجالاً
جواب
بی درنگ، بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن
اسِترحام
جواب
رحم خواستن، طلب رحم کردن
استماع
جواب
شنیدن، گوش دادن
الِزام
جواب
ضرورت، لازم گردانیدن، واجب گردانیدن
اوَان
جواب
وقت، هنگام
باری
جواب
القصّه، به هرحال،خلاصه
بدَسِگال
جواب
بد اندیش، بدخواه، دشمن
بسِمِل کردن
جواب
سر جانور را بریدن،ا ز آنجا که مسلمانان در وقت ذبح جانور «بسِم الله الرّحمن الرّحیم » می گویند، به همین دلیل، به عمل ذبح کردن «بسمل کردن » گفته می شود.
پاس
جواب
نگاهبانی، نگاهداری
پاس داشتن
جواب
پاسبانی کردن، نگهبانی کردن
پلاس
جواب
جامه ای کم ارزش، گلیم درشت و کلفت
تعلیقات
جواب
جِ تعلیق، پیوست ها و یادداشت مطالب و جزئیات در رساله یا کتاب؛ در متن درس، مقصود نشان های ارتشی است.
تقریر
جواب
بیان، بیان کردن
تکریم
جواب
گرامیداشت
تکیده
جواب
لاغر و باریک اندام
تصدیق نامه
جواب
گواهی نامه
جافی
جواب
جفاکار، ستمکار
جَلاجِل
جواب
جمع جُلجُل: زنگ، زنگوله
حُجب
جواب
شرم و حیا
حَلَبی
جواب
ورق آهن نازک که هر دو روی آن قلع اندود شده باشد.
خسروانی خورش
جواب
خورش و غذای شاهانه
خودرو
جواب
خودرأی، خودسر، لجوج
دانگ
جواب
بخش، یک ششم چیزی
دستار
جواب
پارچه ای که به دور سر بپیچند، سربند و عمامه
دوات
جواب
مرکّب دان، جوهر
زَنگاری
جواب
منسوب به زنگار، سبزرنگ
شهناز
جواب
یکی از آهنگ های موسیقی ایرانی، گوشه ای در دستگاه شور
صاحبدل
جواب
عارف، آگاه
ضمایم
جواب
جِ ضمیمه، همراه و پیوست؛ در متن درس، مقصود نشان های دولتی است.
طبیعت
جواب
عادت، طبع و سرشت، خو