اِبْتَعَدَ
جواب
دور شد
حَتّیٰ تَبْتَعِدَ
جواب
تا دور شود
اِتِّجاه
جواب
جهت
أَدارَ
جواب
چرخانْد، اداره کرد
انْ تُديرَ
جواب
که بچرخانَد
أنَ ترَی
جواب
که ببیند
اِسْتَفادَ
جواب
بهره بُرد
أَنْ يَسْتَفيدَ
جواب
که بهره ببرد
إضافَةً إلیٰ
جواب
افزون بر
أَعشاب طِبّيَّة
جواب
گياهان دارويی
مفرد
جواب
عُشْب طِبّيّ
أفَرزَ
جواب
ترشّح کرد
الِتْأَمََ
جواب
بهبود يافت
حَتّیٰ يَلْتَئِمَ
جواب
تا بهبود يابد
اِلتِقاطُ صُوَرٍ
جواب
عکس گرفتن
إنارَة
جواب
نورانی کردن
بَرّيّ
جواب
خشکی، زمينی
نَباتاتٌ بَرّیَّةٌ
جواب
گیاهان صحرایی
بَطّ، بَطَّة
جواب
اردک
بَکتيريا
جواب
باکتری
بوم، بومَة
جواب
جغد
تَأثََّرَ
جواب
تحت تأثير قرار گرفت
تحَْتوَي
جواب
در بر دارد
تحََرَّكَ
جواب
حرکت کرد
تنشَُْر
جواب
پخش می کند
جُرْح
جواب
زخم
حَرَّكَ
جواب
حرکت داد
حَوَّلَ
جواب
تبديل کرد
حِرْباء
جواب
آفتاب پرست
دَلَّ
جواب
راهنمايی کرد