ابتدایی
متوسطه اول
متوسط دوم
املا یِ کدام عبارت، درست است؟
1
ای خداوندان نعمت اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت رسم سؤال از جهان برخواستی
2
چنین اتّفاق نادر افتد و بر نادر حکم نتوان کرد، زنهار تا بدین طمع دگرباره گرد ولع نگردی
3
دو درویش ملاذم صحبت یکدگر سفر کردی، یکی ضعیف بودی که هر دو شب افطار کردی
4
این طایفه را طريق آن است که تا اشتها قالب نشود نخورد و هنوز اشتها باقی بود که دست از طعام بدارند.
همۀ ابیات با یکدیگر قرابت مفهومی دارند؛ به جز:
گو برو در پس زانوی سلامت بنشین - آن که از دست ملامت به فغان می آید.
مترس از جان فشانی گر طریق عشق می پویی - چو اسماعیل باید سر نهادن روز قربانی
زبان تیشه با فرهاد گفتا در دم رفتن - که راه کوی شیرین را ز سر باید قدم کردن
دل در طلب خندۀ شیرین تو خون شد - جان در طمع لعل شکرخای تو افتاد.
کدام بیت، "فاقد" مفهو مِ بیتِ زیر است؟ "یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش - بگذار که دل حل بکند مسئله ها را"
در کارگاه عشق است تدبیر عقل بیکار - طوفان نمی کند گوش تعلیم ناخدا را
عقل گوید که از عالم وحدت مگذر - که بسی دوست نما دشمنِ بدخواه بود
نقد جان بر سر سودای جنون باخته ایم - ایمن از وسوسۀ عقل زیان کار شدیم.
به زور عقل گذشتن ز خود میسّر نیست - مگر بلند شود دست و تازیانۀ عشق
در کدام بیت "غلط املایی" وجود دارد؟
فرصتِ آن پشه راندن هم نبود - از نهیب حملۀ گرگ عنود
دارو سبب درد شد اینجا چه امید است - زایل شدن عارضه و صحت بیمار
حاسدا تا من بدین درگاه سلطان آمدم - برفتادت غلغل و برخواستت ویل و غریو
بر زمین است و ولیکن مرکب اقبال او - هر زمان اندر عنان آسمان ساید عنان
کدام بیت با بیتِ زیر، قرابت مفهومی دارد؟ "جهد بر توست و بر خدا توفیق - زانکه توفیق و جهد هست رفیق"
گر همی لعل بایدت کان کَن - ور همی عشق بایدت جان کَن
به هر کاری که باشد تا توانی - خدا را یاد کن دیگر تو دانی
ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست - در حضرت کریم تمنّا چه حاجت است.
رو بجو یارِ خدایی را تو زود - چون چنان کردی خدا یا رِ تو بود
در جملات کدام ابیات "هم شیوۀ بلاغی و هم شیوۀ عادی" مشاهده می شود؟ الف) نیست جانش محرم اسرار عشق - هرکه را در جان غم جانانه نیست ب) از عمر ذوق دیدم وقتی که با تو بودم - ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
الف - ب – ه
ب - ج – ه
ب - د – ه
ج - د – ه
مفهوم بیتِ زیر از کدام بیت، دریافت می شود؟ "از سر تعمیر دل بگذر که معماران عشق - روز اول، رنگ این ویرانه، ویران ساختند"
عافیت می طلبی رو سر خودگیر که عشق - قهرمانی است که از دار بوَ د چوگانش
دل خواست تا برآید با عشق و برنیامد - مردانه رفته باشی با عشق اگر برآیی
نه مرد عشق او بودی دلا گفتیم و نشنیدی - طریق عشق ورزیدی و حال خویشتن دیدی
خانه از پای بست ویران است - خواجه در بند نقش ایوان است.
مفهو مِ بیتِ زیر با کدام بیت، تناسب دارد؟ "بگفتا رو صبوری کن در این درد - بگفت از جان صبوری چون توان کرد"
ای آشنای کوی محبّت صبور باش - بیداد نیکوان همه بر آشنا رود.
صبر کن بر نَ فَس گرم خود ای تشنه جگر - که چو دل آب شود چشمۀ حیوان گردد.
صبوری ورز اگر خواهی که کام دل به دست آری - سرانجام همه کارت بُود از صبر پابرجا
هر آن کسم که نصیحت همی کند به صبوری - به هرزه باد هوا می دمد بر آهن سردم
کدام بیت با بیتِ زیر، تقابل مفهومی دارد؟ "جهد بر توست و بر خدا توفيق - زانکه توفیق و جهد هست رفیق"
پس زانو منشین و غم بیهوده مخور - که ز غم خوردن تو رزق نگردد کم وبیش
رفته چون مور از قناعت پای سعی من به گنج - در تلاش مسند دست سلیمان نیستم
جویای توست خوشۀ گندم به صد زبان - بر پای سعی سلسلۀ آهنین گذار
چه در کار و چه در کار آزمودن - نباید جز به خود محتاج بودن
مفهو مِ کلیِ کدام دو بیت، با یکدیگر تناسب دارد؟ الف) آزادی اگر خواهی از عقل گریزان باش - سرخیل مجانین شو ، سرحلقۀ طفلان باش ب) من و انکار شراب این چه حکایت باشد - غالباً این قدرم عقل و کفایت باشد ج)
الف – ج
الف – د
ب – ج
ب – د
ارزیابی آزمون
20 رو بغل کن!
جمعبندی شب امتحان همه پایهها در فیلیمومدرسه