أَجَّلَ
جواب
به تأخير انداخت )مضارع: يُؤَجِّلُ/ مصدر: تَأجيل( = أَخَّرَ
اِضْطَرَّ
جواب
ناگزير کرد
تُضْطَرُّ
جواب
ناگزير می شوی
إطار
جواب
تاير، چارچوب
إطارٌ احْتياطيّ
جواب
چرخ یدکی
تَبَيَّنَ
جواب
آشکار شد مضارع: يَتَبَيَّنُ
خُطَّة
جواب
نقشه، برنامه (جمع: خُطَط)
زاويَة
جواب
گوشه (جمع: زَوايا)
ساقَ
جواب
رانندگی کرد (مضارع: يَسوقُ)
صُعوبَة
جواب
سختی ≠ سُهولَة
ضَمِنَ
جواب
ضمانت کرد (مضارع: يَضْمَنُ)
عاهَدَ
جواب
پيمان بست ()مضارع: يُعاهِدُ()
عِدَّة
جواب
چند
فَشِلَ
جواب
شکست خورد (مضارع: يَفشَلُ)
قَرَّرَ
جواب
قرار گذاشت (مضارع: يُقَرِّرُ)
کُنْ
جواب
باش
لَنْ
جواب
حرف نشانۀ آيندۀ منفی
مُحَدَّد
جواب
مشخّص شده
مَقال
جواب
گفتار = قَوْل، کَلام
نَدَبَ
جواب
فرا خواند )مضارع: يَنْدُبُ(
واجَهَ
جواب
روبه رو شد )مضارع: يُواجِهُ(
وَزَّعَ
جواب
پخش کرد )مضارع: يُوَزِّعُ(