ارتفاع
جواب
محصول زمین های زراعتی؛ ارتفاعِ ولایت: عایدات و درآمدهای مملکت
اولیٰ
جواب
شایسته؛ اولی تر: شایسته تر )با آنکه «اولی » خود صفت تفضیلی است؛ در گذشته به آن «تر » افزوده اند.(
ایمِن
جواب
در امن، دل آسوده
تطاول
جواب
ستم و تعدّی، به زور به چیزی دست پیدا کردن
تعصّب
جواب
طرفداری یا دشمنیِ بیش از حد نسبت به شخص، گروه یا امری؛ به تعصّب: به حمایت و جانب داری
تنیده
جواب
درهم بافته
حلقه به گوش
جواب
کنایه از فرمانبردار و مطیع
حَشَم
جواب
خدمتکاران، خویشان و زیردستانِ فرمانروا
رَجَز
جواب
شعری که در میدان جنگ برای مفاخره می خوانند.
زاد
جواب
توشه، خوردنی و آشامیدنی که در سفر همراه می برََند.
زخمِ کاری
جواب
ضربۀ مؤثرّ یا زخمی که موجب مرگ می شود.
زوال
جواب
نابودی، از بین رفتن
سورت
جواب
تندی و تیزی، حدّت و شدّت
ضجّه
جواب
ناله و فریاد با صدای بلند، شیون
طاق
جواب
فرد، یکتا، بی همتا
طرح افکندن
جواب
کنایه از بنانهادن؛ طرح ظلم افکندن: سبب پیدایش و گسترش ظلم شدن، بنیان ظلم نهادن عماد: تکیه گاه، نگاه دارنده؛ آنچه بتوان بر آن )او( تکیه کرد.
عَجَم
جواب
سرزمینی که ساکنان آن غیرعرب، به ویژه ایرانی باشند؛ ایران؛ ملوک عجم: پادشاهان ایران
عیار
جواب
ابزار و مبنای سنجش، معیار
غربت
جواب
غریبی، دوری از خانمان
فریادرس
جواب
یاور، دستگیر
کُربت: غم، اندوه
جواب
کُربت جور: اندوه حاصل از ظلم و ستم
کلان
جواب
دارای سنّ بیشتر
گِرده
جواب
قرص نان، نوعی نان
مخاصمت
جواب
دشمنی، خصومت
مرادف
جواب
مترادف، هم ردیف
مرتعش
جواب
دارای ارتعاش، لرزنده
مصاحبت
جواب
هم نشینی، هم صحبت داشتن
مقالات
جواب
جِ مقالت، گفتارها، سخنان
مقرّرشدن
جواب
قرارگرفتن، ثبات و دوام یافتن
مَلِک
جواب
پادشاه، سلطان