أجََلّ
جواب
گرانقدرتر
ارِتبَطََ
جواب
ارتباط داشت (مضارع: يرَْتبَطُِ)
اِسْتَمَعَ
جواب
گوش فرا داد (مضارع: يسَْتمَِعُ)
الِتْزََمَ
جواب
پايبند شد (مضارع: يَلْتَزِمُ)
التِْفَتََ
جواب
روی برگردانْد (مضارع: يَلْتَفِتُ)
ألَفَّ
جواب
نگاشت (مضارع: يُؤَلِّفُ)
أنَشَْأ
جواب
ساخت (مضارع: يُنْشِئُ)
تارَةً
جواب
يک بار = مَرَّةً
تَبْجيل
جواب
بزرگداشت
تَعَنتُّ
جواب
مچگيری
تَنبَهََّ
جواب
آگاه شد (مضارع: يَتَنَبَّهُ= اِنْتَبَهَ)
حِصَّة
جواب
زنگ درسی، قسمت
خجَلَِ
جواب
شرمنده شد (مضارع: يخَْجَلُ)
سَبَقَ
جواب
پيشی گرفت (مضارع: يَسْبِقُ)
سَبوّرَة
جواب
تخته سياه
سُلوك
جواب
رفتار
ضَر
جواب
زيان رسانْد (مضارع: يَضُرُّ)
عَصَی
جواب
سرپيچی کرد (مضارع: يعَْصي)
عِلْمُ الَْحياءِ
جواب
زيست شناسی
فَکَّرَ
جواب
انديشيد (مضارع: يُفَکِّرُ)
قُمْ
جواب
برخيز (قامَ، يَقومُ)
کادَ
جواب
نزديک بود که (مضارع: يَکادُ)
مَجال
جواب
زمينه
مُشاغِب
جواب
شلوغ کننده و اخلالگر
وافقََ
جواب
موافقت کرد (مضارع: يوُافقُِ)
وَفَّی
جواب
کامل کرد (مضارع: يُوَفّي) -وَفِّهِ التَّبجيلَ: احترامش را کامل به جا بياور
هَمَسَ
جواب
آهسته سخن گفت (مضارع: يَهْمِسُ)