أضَافَ
جواب
افزود (مضارع: يُضيفُ/مصدر: إضافةَ)
أغَنْیٰ
جواب
بی نياز گردانيد (مضارع: يغُْني/ مصدر: إغْناء)
أَغناهُ عَنْهُ
جواب
او را از آن بی نياز کرد.
الَْمَتعَ
جواب
لذّت بخش تر
اَلتَّحْديد
جواب
محدود کردن (ماضی: حَدَّد/َ مضارع: يحَُدِّد)
تصََفَّحَ
جواب
ورق زد ، سريع مطالعه کرد
الَثاّنَويةَّ
جواب
دبيرستان
الَجَْدير
جواب
شايسته
اَلصَّحَفيّ
جواب
روزنامه نگار
الَظرُّوف
جواب
شرايط (مفرد: اَلظَّرْف)
اَلقْاسي
جواب
سخت و دشوار
اَلْکُتّاب
جواب
نويسندگان «مفرد: الَْکاتبِ
اَلْمُفَکِّر
جواب
انديشمند
نشََأ
جواب
پرورش يافت
الَْواثقِ
جواب
مطمئن
هُناكَ
جواب
وجود دارد ، آنجا
يقُالُ
جواب
گفته می شود (مجهولِ يَقولُ)