آلَمَ
جواب
به درد آورد
رِجْلي تُؤْلِمُني
جواب
پايم درد میکند
اشِْتاقَ
جواب
مشتاق شد
أمُّاهْ
جواب
ای مادرم
بنَُيَّ
جواب
پسرکم
بُنَيَّتي
جواب
دخترکم
تعََبدََّ
جواب
عبادت کرد
اَلتِّلْفاز
جواب
تلويزيون
اَلخْياٖم
جواب
چادرها «مفرد: اَلْخَيْمَة »
اَلرِّجْل
جواب
پا (جمع: الَْرَْجُل)
رَمْيُ الجَْمَراتِ
جواب
پرتابِ ريگ ها
زارَ
جواب
ديدار کرد
اَلسَّعْي
جواب
دويدن ، تلاش
اَلقِْمَّة
جواب
قلّه (جمع: اَلْقِمَم)
لجََأ إلیٰ
جواب
به ... پناه بُرد
مَرَّ
جواب
گذر کرد -مضارع: يَمُرُّ
الَمْشَْهدَ
جواب
صحنه