علت و معلول را تعریف کنید.
جواب
علت چیزی است که به معلول وجود می دهد و وجود معلول متوقف بر وجود آن است یعنی تا علت نباشد معلول هم پدید نمی آید. معلول چیزی است که وجودش را از چیزی دیگر یعنی علت می گیرد و در وجود خود نیامند به علت است.
رابطه ی علیت را تعریف کنید و تفاوت آن را با سایر رابطه ها بنویسید.
جواب
رابطه علیت رابطه ایی وجودی است که در آن یک طرف یعنی علت به طرف دیگر یعنی معلول وجود می دهد. مانند رابطه دوستی نیست که در آن ابتدا وجود دو فرد فرض می شود و سپس رابطه ی دوستی بر قرار می گردد.
دیدگاه دکارت را درباره ی رابطه علیت بنویسید.
جواب
الف) اصل علیت بدون دخالت تجربه به دست می آید. ب) یکی از مفاهیم اولیه است که به طور فطری و مادر زادی قابل درک است. ج) درک رابطه علیت نیاز به تجربه و آموزش ندارد.
تجربه گرایان یا امپریست ها چه دیدگاهی در رابطه با اصل علیت دارند؟ با مثال بیان کنید
جواب
چون آن ها هر چیزی را بر اساس حس و تجربه تحلیل می کنند، معتقدند که انسان از طریق حس به توالی پدیده ها پی می برد و رابطه علیت را بنا می نهد. برای مثال چون زمین همیشه با آمدن خورشید روشن و با رفتن آن تاریک می شود انسان از طریق حس و تجربه یک رابطه ضروری میان خورشید وروشن شدن زمین برقرار کرده است و اسم این رابطه را علیت گذاشته است.
نظر دیوید هیوم را درباره ی چگونگی درک رابطه علیت با ذکر مثال شرح دهید.
جواب
او که خود تجربه گراست درک رابطه علیت از طریق تجربه را رد می کند و می گوید علیت مفهومی فراتر از حس است – بر اثر تکرار پدیده ها در ذهن ما یک تداعی بوجود می آید که چیزی جز یک امر روانی نیست و ما عادت کرده ایم چیزی را علت چیز دیگر بنامیم. (برای مثال بر اثر تکرار مشاهده خورشید و روشن شدن زمین در ذهن ما چنین تداعی می شود که خورشید علت روشن شدن زمین است و این تداعی چیزی جز یک امر روانی ناشی از توالی و پشت سر هم آمدن پدیده ها نیست.)
نظر فلاسفه مسلمان را در مورد نحوه درک اصل علیت بنویسید.
جواب
اصل علیت یک قاعده عقلی است و از راه تجربه به دست نمی آید زیرا هر داده ی تجربی مبتنی بر قاعده علیت است آنان می گویند همین که ذهن انسان متوجه اصل امتناع اجتماع نقیضین شد در می یابد که پدیده ها خود به خود به وجود نمی آیند زیرا اینکه چیزی خودش به خودش وجود بدهد به معنای آن است که چیزی که نیست باشد و این محال است.
به نظر فیلسوفان چرا یک پدیده نمی تواند خود به خود و بدون علت بوجود آید ؟
جواب
زیرا اینکه چیزی خودش به خودش وجود بدهد به معنای آن است که چیزی که نیست قبلا بوده باشد تا بتواند اکنون خودش را بوجود بیاورد و این همان اجتماع نقیضین است که محال است.
اصل امتناع اجتماع نقیضین یعنی چه؟
جواب
یعنی محال و غیر ممکن است دو چیزی که ذاتا با هم متناقض و ضد هستند با هم جمع شوند مانند تاریکی و نور.
با توجه به نظر ابن سینا چرا درک رابطه علیت از طریق تجربه امکان پذیر نیست؟
جواب
زیرا ما از طریق حس و تجربه فقط به دنبال هم آمدن یا همراه هم آمدن برخی پدیده ها را در می یابیم اما به دنبال هم آمدن دو حادثه به معنای علیت نیست لذا طبیعی است که کسی که صرفا تجربه گراست مانند هیوم نمی تواند تبیین قانع کننده ای از علیت ارائه کند.
اصل سنخیت علت و معلول را با ذکر مثال تعریف کنید.
جواب
انسان علاوه بر اینکه درک می کند هر حادثه علتی دارد ، درک می کند که هر معلولی از هر علتی پدید نمی آید بلکه هر معلولی از علت خاصی صادر می شود و هر علتی نیز معلول خاص خود را دارد برای مثال غذا سیراب می کند و یا برای باسواد شدن باید درس خواند.
اصل سنخیت چه نقش و کاربردی در تحقیقات دانشمندان دارد ؟
جواب
دانشمندان با تکیه بر اصل سنخیت تحقیقات علمی خود را پیگیری می کنند ، آنان وقتی با پدیده ای مواجه می شوند و می خواهند علت آن را بیابند به سراغ عواملی می روند که تناسب بیشتری با آن پدیده دارد و علت آن پدیده را در میان آن عوامل جستجو می کنند تا اینکه به علت ویژه آن دست یابند.
سه مورد از نتایج اصل علیت را ذکر کنید.
جواب
الف) وجود ارتباط و پیوستگی میان پدیده ها ب) امکان پیش بینی رخدادها ج) امکان پیشگیری از برخی حوادث
چند مورد از نتایج اصل سنخیت را بنویسید.
جواب
الف) انسان از هر چیزی انتظار آثار متناسب با خودش را دارد بنابراین می کوشد ویژگی های هرشی را بشناسد و به تفاوت های آن را با اشیاء دیگر پی ببرد. تا بهتر بتواند آثار ویژه آن را شناسایی کند. ب) می توان برای نظم دقیق جهان پشوانه عقلى قائل شد. ج) امکان پژوهش و تحقیق د) تنظیم امور زندگی ه) به وجود آمدن شاخه های مختلف دانش
اصل وجوب على و معلولی را تعریف کنید.
جواب
راگر علت یک چیزی بوجود آید وجود آن چیز نیز واجب می شود و ضرورت می یابد و آن چیز موجود می شود یعنی اگر علت موجود باشد ضرورت و وجوب باعث پیدایش معلول می شود.
دیدگاه های زیر نظر کدام یک از فلاسفه در باره ی اصل علیت است؟
جواب
۱- علیت حاصل توالی پدیده هاست (تجربه گرایان و هیوم) ۲- درک انسان از علیت درکی فطری است (دکارت)
فلسفه اسلامی که درآغاز بوسیله فارابی تأسیس شد سرشتی …………….. داشت.
جواب
کاملا استدلالی
اصل واقعیت مستقل از ادراک آدمی، از …………………. است که نه اثبات شدنی است و نه انکار شدنی
جواب
بدیهیات اولیه
برای درک مدعای مغایرت وجود با ماهیت ………………. آن کافی است.
جواب
تصور صحیح
ذاتی را که نه از وجود ابا دارد و نه از عدم، …………………. می نامیم.
جواب
ممکن لاوجود
نخستین و مهمترین اصلی که می تواند مبدأ تحقیق فلسفی قرارگیرد قبول اصل……………… آدمی است.
جواب
واقعیت مستقل از ادراک
اصل واقعیت مستقل از ذهن را توضیح دهید؟
جواب
این اصل نقطه آغاز فلسفه است. اصلی یقینی است. مرز جدایی فلسفه از سفسطه است. سوفسطائیان فقط در مقام بحث، این اصل را قبول ندارند اما در اعماق ذهن قبول دارند. بنابراین شکاک واقعی وجود ندارد. این اصل بدیهی است یعنی نه قابل اثبات است و نه قابل انکار
ماهیت را تعریف کرده و مغایرت وجود و ماهیت را توضیح دهید؟
جواب
ماهیت هر چیزی عبارت است از چیستی آن (آن چه در جواب ماهو می آید) مغایرت وجود و ماهیت: وقتی مایک چیز را در ذهن خود ادراک می کنیم، آن چیز در ذهن ما به دو بخش تقسیم می شود. مثال ما درمورد یک مرغابی می گوییم «مرغابی هست» – دراین قضیه بخش اول را متهیت و بخش دوم را وجود (هستی) می نامیم. حال می گوییم معنی مرغابی (ماهیت) با معنی هستی(وجود) متفاوت است و نمی توانیم به جای «مرغابی هست» بگوییم «مرغابی مرغابی» – بنابراین مفهوم وجود مغایر با مفهوم ماهیت است.
یک دلیل در اثبات مغایرت وجود و ماهیت بنویسید و با یک مثال توضیح دهید؟
جواب
اگر مفهوم وجود عین مفهوم ماهیت یا جزء آن بود دیگر اثبات وجود برای هیچ ماهیتی نیازمند دلیل نبود و هر ماهیتی را که تصور می کنیم باید وجود هم داشته باشد در صورتی که این طور نیست. مثال ققنوس ماهیت دارد اما وجود ندارد.
مرز میان فلسفه و سفسطه کدام اصل فلسفی است توضیح دهید؟
جواب
حکماء از همان ابتدا به این نکته توجه داشتند که نخستین و مهمترین اصلی که می تواند مبداء تحقیق فلسفی قرار گیرد اصل قبول واقعیت مستقل از ادراک آدمی است – این اصل یقینی که ذهن بشر از قبول آن ابایی ندارد مرز جدایی فلسفه از سفسطه است.
نخستین و مهمترین اصلی که نقطه آغاز فلسفه است چیست؟ توضیح دهید؟
جواب
اصل واقعیت مستقل از ذهن، مستقل از ادراک آدمی واقعیتی وجود دارد که ذهن بشر از قبول آن چاره ای ندارد و از بدیهیات اولیه است که نه اثبات شدنی است و نه انکار شدنی یعنی هر تلاشی در جهت اثبات عقلی یا تجربی آن مستلزم استفاده و قبول آن است.