در دوره یونان باستان نظر دقیق و روشن درباره انسان اولین بار از جانب چه کسی ابراز شد؟
جواب
از جانب افلاطون ابراز شد.
چرا دیدگاه افلاطون به میزان زیادی منعکس کننده اندیشه های سقراط نیز هست؟
جواب
از آنجا که مجموعه آثار افلاطون منعکس کنندهاندیشههای سقراط نیز هست، میتوان گفت که دیدگاه افلاطون، به میزان زیادی، منعکس کننده دیدگاه استاد وی، سقراط نیز هست.
ارسطو مقصود از ناطق بودن انسان را چه می داند؟
جواب
ارسطو نظر استاد خود افلاطون را پذیرفت که قوّه نطق و قابلیت حیات مربوط به نفس است، نه بدن. بدنِ بدون نفس، یک موجود مرده است. از نظر ارسطو نفس انسان در هنگام تولد، حالت بالقوه دارد و هیچ چیز بالفعلی ندارد، نه علم، نه احساس، نه محبت و نه نفرت و نه هیچ چیز دیگر. نفس، به تدریج این امور را کسب میکند و به «فعلیت» میرسد و کامل و کاملتر میشود. مقصود از «ناطق» بودن انسان هم صرفاً سخن گفتن او نیست، بلکه مقصود اصلی، قوه تفکر و تعقّل است.
از نظر ارسطو انسان چگونه استدلال می کند و محتوای آن را به دیگران منتقل می نماید؟
جواب
انسان با قوه تفکر خود استدلال میکند؛ یعنی از تصدیقات و تصورات خود کمک میگیرد و استدلال را سامان میدهد. گویا در هنگام استدلال، با خود نطق میکند. پس از تنظیم استدلال نیز با سخن گفتن و نطق، محتوای استدلال را به دیگران منتقل مینماید.
فیلسوفان اروپایی از جهت معرفت شناسی به چند دسته تقسیم می شوند؟
جواب
به دو گروه «عقل گرایان» و «تجربه گرایان» تقسیم شدند.
فیلسوفان اروپایی از جهت انسان شناسی به تدریج دو تلقی از انسان پیدا کردند، این دو تلقی را بنویسید.
جواب
یک جریان، همانند افلاطون و ارسطو، همچنان معتقد به وجود «نفس» یا «روح» هستند و برای انسان دو بُعد روحی و مادی قائلاند و حقیقت انسان را همان روح و نفس وی میدانند. جریان دیگر، به این سو تمایل دارند که یا اصولاً وجود «نفس» را انکار کنند و انسان را یک موجود مادی بدانند و یا نفس را چیزی فرعی نسبت به بدن تلقی کنند و از آثار و لوازم بدن به شمار آورند.
نظر دکارت در مورد حقیقت انسان و «من» را توضیح دهید.
جواب
دکارت، فیلسوف فرانسوی که هم درباره بدن و هم درباره نفس تحقیق کرده، بدن را ماشینی پیچیده میداند که بهطور خودکار فعالیت میکند. اما این بدن، «من» انسان را تشکیل نمیدهد. از نظر وی «من»، همان «روح» یا «نفس» است که مرکز اندیشههای ماست. این روح است که استدلال میکند، میپذیرد یا رد میکند. روح و بدن کاملاً از یکدیگر مجزا هستند و خاصیتهای متفاوت دارند، گرچه با یکدیگر هستند و روح از بدن استفاده میکند. روح از قوانین فیزیکی آزاد است ولی بدن مانند دیگر اجسام از قوانین فیزیکی تبعیت میکند و آزاد نیست.
نظر دکارت درباره ویژگی ها و رابطه روح و بدن را بنویسید.
جواب
این روح است که استدلال میکند، میپذیرد یا رد میکند. روح و بدن کاملاً از یکدیگر مجزا هستند و خاصیتهای متفاوت دارند، گرچه با یکدیگر هستند و روح از بدن استفاده میکند. روح از قوانین فیزیکی آزاد است ولی بدن مانند دیگر اجسام از قوانین فیزیکی تبعیت میکند و آزاد نیست.
کانت چگونه اثبات کرد که اختیار ویژگی نفس انسان است؟
جواب
او نفس مختار و اراده آزاد انسان را اثبات کرد و گفت انسان یک موجود اخلاقی و برخوردار از وجدان اخلاقی است و یک چنین ویژگی بدون وجود اختیار و اراده آزاد معنا ندارد. اختیار نیز ویژگی نفس است، نه بدن که یک امر مادی است.
……………. ، فیلسوف بزرگ دیگر اروپا که در قرن هجدهم میزیست با استدلال دیگری که با استدلال دکارت متفاوت بود، به اثبات حقیقت نفسانی انسان و اراده و اختیار آن پرداخت.
جواب
کانت
فیلسوفان عقل گرای عموما در مورد انسان چه دیدگاهی دارند؟
جواب
فیلسوفان عقلگرای عموماً، مانند دکارت و کانت، اعتقاد دارند که انسان علاوه بر بدن، یک حقیقت روحانی برتر دارد که اختیار و اراده مربوط به آن است.
دیدگاه ماتریالیست ها درباره حقیقت انسان را بنویسید.
جواب
ماتریالیستها دستهای از فیلسوفان هستند که میگویند همۀ موجودات و از جمله انسان فقط یک بُعد و یک ساحَت دارند که همان بُعد مادی و جسمانی است. آنان میگویند ذهن و روان هم چیزی جز مغز و سلسلۀ اعصاب انسان نیست. از نظر ماتریالیستها انسان یک ماشین مادی بسیار پیچیده است، نه چیزی فراتر از آن.
توماس هابز ذهن بشر را به چه چیزی تشبیه می کند.
جواب
او ذهن بشر را یک ماشین پیچیده مادی تلقی میکرد که شبیه یک دستگاه مکانیکی، مثل موتور اتومبیل، کار میکند.
دیدگاه مارکس درباره حقیقت انسان را بنویسید.
جواب
مارکْس، فیلسوف ماتریالیست قرن نوزدهم نیز انسان را فقط یک موجود مادی میدانست که نیازهای اصلی او را نیازهای مادی تشکیل میدهند و نیازهایی مانند نیاز به اجتماع و قانون و نیاز به اخلاق، همه به خاطر نیازهای مادی پیدا شدهاند.
داروینیست ها چگونه فیلسوفانی هستند و فرق انسان و حیوان را در چه می دانند؟
جواب
داروینیستها نیز که عقایدی نزدیک به ماتریالیستها دارند، فیلسوفانی هستند که از نظریه داروین درباره پیدایش حیات و تحوّل تدریجی موجودات زنده و پیدایش انسان از حیوان نتایج فلسفی گرفتند و گفتند که انسان چیزی نیست، جز یک حیوان راست قامت؛ با این تفاوت که از سایر حیوانات پیچیدهتر است و همانطور که یک کِرم با یک پرنده تفاوت ندارد و هر دو حیوان شمرده میشوند، انسان نیز به جز پیچیدگی بیشتر، تفاوت حقیقی با آنها ندارد.
یکی از ماتریالیستهای اولیه توماس ……. است که در قرن هفدهم در انگلستان میزیست.
جواب
هابزْ
چرا از نظر ماتریالیست ها و داروینیست ها، نمی توان برای انسان ارزش ویژه ای قائل شد؟
جواب
از نظر ماتریالیستها و داروینیستها، چون تفاوت واقعی میان انسان و سایر حیوانات وجود ندارد، نمیتوان برای انسان ارزش ویژهای قائل شد.
از نظر ماتریالیست ها و داروینیست ها چرا انسان به اخلاق و فضائل اخلاقی توجه می کند؟
جواب
اگر انسان به اخلاق و فضائل اخلاقی توجه میکند، به این دلیل نیست که فضیلت گرایی در روح و فطرت او وجود دارد، بلکه به این دلیل است که انسانها، وارد زندگی اجتماعی و زیست اجتماعی شدهاند و این زیست اجتماعی آنها را وادار به ابداع اصول اخلاقی و رعایت آنها کرده است تا بتوانند با هم زندگی کنند.
از نظر ……….. چون تفاوت واقعی میان انسان و سایر حیوانات وجود ندارد. نمی توان برای انسان ارزش ویژه ای قائل شد.
جواب
ماتریالیست ها و داروینیست ها