بخش اصلی و ریشه ای فلسفه در صدد بحث و بررسی چیست؟ توضیح دهید .
جواب
درصدد بررسی اصل و حقیقت وجود و مسائل پیرامون آن است. فیلسوفان تلاش میکنند قوانین و احکامی را که مربوط به خود هستی است به دست آورند؛ مثال بدانند که آیا در هستی قانون علیت جاری است یا نه.
بخش اصلی و ریشه ای فلسفه شامل دو بخش است در این مورد توضیح دهید.
جواب
۱ -هستی شناسی(ontology) که دربارە قوانین و احکام کلی و عام حاکم بر هستی و وجود بحث می کند. ۲ -معرفت شناسی(Epistemology )که توانایی انسان در شناخت هستی را مورد مطالعه قرار میدهد.
دو سوال طراحی کنید که مربوط به بخش اصلی فلسفه باشد.
جواب
آیا در هستی قانون علیت جاری است؟ / آیا هستی حد و مرزی دارد؟
دو گزاره طراحی کنید که مربوط به وجود شناسی باشد.
جواب
قانون علیت در سراسر هستی جاری و ساری است/ هستی یک وجود بی انتها است.
دو گزاره مثال بزنید که مربوط به معرفت شناسی باشد.
جواب
انسان توانایی درک واقعیت های هستی را دارد / راه های مختلفی برای شناخت جهان وجود دارد.
.توضیح دهید شاخه های دانش فلسفه (fخش های فرعی فلسفه) چه نامیده می شود؟
جواب
فلسفه های مضاف نامیده می شود/ بخشهای فرعی فلسفه در حکم شاخه ها و ستون های آنند. شاخه های دانش فلسفه، آن دسته از دانش های فلسفی هستند که قوانین بنیادی وجود شناسی و معرفت شناسی را به محدوده های خاص منتقل میسازند و قوانین بنیادی آن محدوده از وجود را بیان میکنند.
در چه صورتی یک روان شناس در علم روان شناسی به بعد مجرد انسان میپردازد؟ ( اگر کسی در وجود شناس ی پذیرفته باشد که وجود بر دو قسم مادی و مجرد از ماده است در زمینه انسان شناسی فلسفی چه دیدگاهی خواهد داشت؟)
جواب
اگر کس ی در وجود شناس ی پذیرفته باشد که وجود بر دو قسم مادی و مجرد از ماده است چنین کسی در انسان شناسی فلسفی خود میتواند بگوید که انسان نیز دارای دو بعُد مادی و مجرد است. حال، کسانی که معتقد باشند انسان دارای این دو بعُد است، در علومی همانند اخلاق و روان شناسی به ویژگی های بعُد مجرد او هم میپردازند.
نحوه پیدایش شاخه های فلسفه چگونه است؟ آیا امروزه هر رشته علمی دارای شاخه ای از فلسفه نیز هست؟
جواب
با تأمل فیلسوفانه در حوزه هایی مانند اخلاق، دین، تاریخ و طبیعت، شاخه هایی از فلسفه مانند فلسفه اخلاق، فلسفه دین، فلسفه تاریخ و فلسفه طبیعت شکل میگیرد. امروزه دامنه این فلسفه ها بسیار توسعه یافته و ناظر به بسیاری از پدیده ها یا رشته های علمی، شاخه هایی از فلسفه شکل گرفته اند ، مانند فلسفه فرهنگ، فلسفه تکنولوژی و فلسفه حقوق.
چرا شاخه های فلسفه را فلسفه های مضاف می نامند؟
جواب
زیرا کلمه فلسفه به کلمه ای که نام آن دانش یا موضوع خاص است، اضافه شده است؛ مانند فلسفه فیزیک که به کلمه فیزیک اضافه شده است.
رابطه میان علوم و فلسفه های مضاف را بنویسید؟
جواب
مبانی و زیربناهای علوم در فلسفه بررسی می شوند و گاهی به آن بخش از مباحث فلسفی که مبانی هر علم را بررسی میکنند، فلسفه مضاف آن علم گفته میشود. آنچه در فلسفه های مضاف پذیرفته شود، اساس و شالوده نظریات در علوم قرار میگیرد.
یکی از مسائل مورد توجه در فلسفه علوم اجتماعی چیست ؟ چه دیدگاه هایی مرتبط با آن به وجود آمده اند؟
جواب
آیا جامعه اصالت و اهمیت دارد یا فرد. دیدگاه اصالت فرد، دیدگاه اصالت جامعه، دیدگاه اصالت فرد و جامعه توأمان
دیدگاه های اصالت فرد و اصالت جامعه که در فلسفه علوم اجتماعی شکل گرفته است را مختصراً توضیح دهید؟
جواب
اصالت فرد: گروهی از فیلسوفان پیرو اصالت فرد هستند و جامعه را مجموعه ای از افراد می دانند که کنار هم زندگی می کنند. اصالت جامعه: گروهی دیگر از فیلسوفان معتقدند که افراد یک جامعه نقش و هویت مستقلی ندارند و افکار و اندیشه ها و تصمیم گیری های آنان تابع شرایط اجتماعی آنان است.
اعتقاد به اصالت فرد یا جامعه چه تاثیری بر جامعه شناسان دارد و سبب بروز چه مکاتبی می شود ؟
جواب
تأثیر زیادی در شیوه بررسی مسائل اجتماعی توسط جامعه شناسان دارد. آنان که به اصالت فرد اعتقاد دارند، همواره منافع و مصلحت افراد را بر منافع جامعه مقدم دانسته و در برنامه ریزی های فرهنگی و اقتصادی و نظایر آن، بیشتر به منافع و رشد فرد توجه دارند و در سیاست نیز معتقد به لیبرالیسم هستند که تأمین کننده آزادی های فردی است. امّا آنان که برای جامعه اصالت قائلند، برنامه های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی آنان، سمت و سویی اجتماعی دارد و منافع جمع را در اولویت قرار می دهند و در سیاست نیز به سوسیالیسم اعتقاد دارند که تأمین کننده منافع جمعی است.
دیدگاه فلسفی قائل به اصالت فرد و جامعه، توأمان را توضیح دهید.
جواب
این دیدگاه معتقد است هم افراد اصالت دارند و هم جامعه. اینان معتقدند که گرچه افراد تحت تأثیر عوامل اجتماعی قرار میگیرند، اما هیچگاه قدرت اختیار و تصمیم گیری خود را از دست نمیدهند و توانایی تأثیر گذاری بر جامعه و حتی تغییر جامعه را دارند. همچنین معتقدند که جامعه صرفاً جمع افراد نیست، بلکه با گرد هم آمدن افراد و زندگی طولانی آنان با یکدیگر، یک روح جمعی در جامعه شکل میگیرد که میتواند بر افراد جامعه تأثیر بگذارد و آنها را تابعی از ویژگی ها و ساختار جامعه قراردهد. این دیدگاه فلسفی قائل به اصالت فرد و جامعه، توأمان است.
برای درک بهتر مکاتب تربیتی پیش از مطالعه آنها چه باید کرد؟
جواب
ابتدا باید فلسفه ای را که پشتوانه آن مکتب است، به طور دقیق مطالعه کنیم تا بتوانیم آن مکتب را به خوبی بفهمیم و ارزیابی درستی از آن داشته و بدانیم که این مکتب تربیتی، سرانجام، انسان را به کجا می برد.
نقش فیلسوفان در علوم تربیتی چیست؟ مثال بزنید.
جواب
فیلسوفان دیدگاه هایی در فلسفه دارند که همان دیدگاه ها سبب پیدایش مکاتب بزرگ تربیتی شده است. مثلا، فلسفه ای مانند افلاطون، ارسطو و ابن سینا که در هستی شناسی معتقد به ماوراء الطبیعه هستند و در انسان شناسی نیز علاوه بر بدن، روح را هم پذیرفته اند، مکتب های تربیتی نزدیک به هم را پدید آورده اند که با مکتب های تربیتی کسانی که پیرو مارکس یا کانت بوده اند تفاوت زیادی دارد.
سنا
1404/08/07
عالی