نام چند فیلسوف مسلمان که در توضیح و تبیین حقیقت انسان قدم های بلندی برداشتند را ذکر کنید.
جواب
فارابی، ابن سینا، خواجه نصیر، سهروردی، میر داماد، ملاصدرا، سبزواری
ابن سینا درباره حقیقت انسان، نظر کدام فیلسوف را می پذیرد و آن را عمیق تر بیان می کند؟
جواب
ابن سینا نظر ارسطو درباره حقیقت انسان را پسندید و کوشید این دیدگاه را عمیق تر بیان کند و ابعاد دیگر آن را روشن نماید.
به نظر ابن سینا خداوند چه زمانی روح انسانی را به بدن عطا می کند؟
جواب
ابن سینا معتقد است که وقتی بدن انسان دوره جنینی را در رحم مادر گذراند و به مرحله ای رسید که صاحب همه اندام های بدنی شد، خداوند روح انسانی را به آن عطا می کند.
ابن سینا چه جایگاهی برای روح قائل است؟
جواب
ابن سینا همچون عارفان برای روح جایگاهی بسیار رفیع در نظام خلقت قائل شد. او برای توصیف بی قراری و کوشش روح برای رسیدن به جایگاه اصلی اش، شعری به زبان عربی سرود و وضعیت روح را با بیانی تمثیلی، در آن شرح داد.
توضیح دهید سهروردی به جای مفهوم «وجود» از چه مفهومی استفاده می کرد؟
جواب
وی به جای مفهوم (وجود) بیشتر از مفهوم «نور» استفاده می کرد. او معتقد بود که هستی، مراتب نور است. خدواند که نور محض است و هیچ ظلمتی در او راه ندارد، «نورالنوار» است. سایر مراتب وجود، نور هستی خود را از نورالنوار دریافت می کنند، اما چون نور کامل نیستند، ترکیبی از نور و ظلمت اند.
به عقیده سهروردی سایر مراتب وجود، نور هستی خود را از کجا دریافت می کنند و چرا ترکیبی از نور و ظلمت اند؟
جواب
سایر مراتب وجود، نور هستی خود را از نورالنوار دریافت می کنند، اما چون نور کامل نیستند، ترکیبی از نور و ظلمت اند.
نظر سهروردی در مورد نفس انسان را بنویسید.
جواب
او عقیده داشت که نفس انسان، همان جنبه نورانی وجود و جسم او، همان جنبه ظلمانی اوست. این نفس، اگر نورانیت بیشتری کسب کند، حقایق هستی را بهتر رؤیت می کند و می تواند با کسب شایستگی و لیاقت بیشتر، مسیر کمال را طی کند. وی نفس انسانی را حقیقتی مربوط به مشرق عالم می داند که از مشرق وجود دور افتاده و مشتاق بازگشت به آنجاست.
از نظر ملاصدرا رابطه روح و بدن چگونه است؟
جواب
روح و بدن دو چیز مجزا نیستند که کنار هم قرارگرفته باشند بلکه اینها وحدتی حقیقی دارند به گونه ای که یکی(روح) باطنِ دیگری(بدن) است. بنابراین هر اتفاقی در روح بیفتد، در بدن ظاهر میشود و هر اتفاقی در بدن رخ دهد، بر روح تأثیر میگذارد؛ به طور مثال، بدن بیمار، روح را هم بیمار میکند و بدن شاداب به روح هم شادابی میبخشد. همچنین روح با نشاط، جسم را به فعالیت میکشاند و روح افسرده، جسم را زمینگیر میکند.
از نظر حکمت متعالیه آخرین درجه تکاملی که موجودات زنده می توانند به آن برسند چیست؟
جواب
روح انسانی
پیام شعر« از جمادی مُردم و نامی شدم/ وزنما مُردم به حیوان بر زدم…» چیست و به دیدگاه کدام مکتب نزدیک است؟
جواب
از نظر حکمت متعالیه روح انسانی آخرین درجه تکاملی است که موجودات زنده می توانند به آن برسند. ظرفیت روح انسان پایان ندارد و روح می تواند به هر مرتبه کمالی در جهان دست یابد. مراحل تکاملی طبیعت، وقتی از گیاه و حیوان می گذرد و به انسان می رسد، ظرفیتی بی نهایت پیدا می کند و به هیچ درجه ای از کمال قانع نمی شود.