ابلاغ
جواب
رساندن نامه یا پیام به کسی
ارک
جواب
قلعه، دژ
برّ و برّ
جواب
با دقّت، خیره خیره
بور
جواب
سرخ؛ بورشدن: شرمنده شدن، خجلت زده شدن
تأثرّ
جواب
اثرپذیری، اندوه
تعلیمی
جواب
عصای سبکی که به دست گیرند.
تلمّذ
جواب
شاگردی کردن، آموختن
چُرتکه
جواب
واژۀ روسی؛ وسیله ای برای محاسبۀ جمع و تفریق شامل چند رشته سیم که در چهارچوبی قرار دارد. در دو رشته چهار مهره و در بقیه ده مهرۀ متحرّک که نمایندۀ یک تا ده است، جای دارد.
چلهّ
جواب
زه کمان که انتهای تیر در آن قرار دارد و با کشیدن و رها کردن آن، تیر پرتاب می شود.
رفعت
جواب
اوج ، بلندی، والایی
سو
جواب
دید، توان بینایی
شماتت
جواب
سرکوفت، سرزنش، ملامت
شوربا
جواب
آش ساده که با برنج و سبزی می پزند.
صورتک
جواب
چهره ای مصنوعی که چهرۀ اصلی را می پوشاند و در آن سوراخ هایی برای چشم و دهان تعبیه شده است ؛ نقاب )فرهنگستان زبان و ادب فارسی، » ماسک « در حوزۀ هنرهای تجسمی، صورتک را در برابر به تصویب رساندها ست(
عیار
جواب
خالص، سنجه، مقابل غش و ناپاکی؛
تمام عیار
جواب
کامل و بی نقصان، پاک، خالص
فرنگی مآب
جواب
کسی که به آداب اروپاییان رفتار می کند، متجدّد
فرام
جواب
قاب عینک
فرنگی مآبی
جواب
به شیوۀ فرنگی ها و اروپایی ها، )مآب به معنای بازگشت یا جای بازگشت است، امّا در اینجا معنای شباهت را می رساند.(
قدّاره
جواب
جنگ افزاری شبیه شمشیر پهن و کوتاه؛
قدّاره کش
جواب
کسی که با توسّل به زور، به مقاصد خود می رسد.
قُلا
جواب
کمین؛ قُلا کردن: کمین کردن، در پی فرصت بودن
قوّال
جواب
درا ینجا مقصود ب ازیگر ن مایش های دوره گردی است.
کذا
جواب
آن چنانی، چنان
کلون
جواب
قفل چوبی که پشت در نصب می کنند و در را با آن می بندند.
کمیسیون
جواب
واژۀ فرانسوی؛ هیئتی که وظیفۀ بررسی و مطالعه دربارۀ موضوعی را برعهده دارد؛ جلسه )مجازا(ً؛ کمیسیون کردن: تشکیل جلسه دادن
متجدّدانه
جواب
نوگرایانه، روشنفکرانه
محقّر
جواب
کوچک، حقیر
مخاطره
جواب
خطر، خود را در خطر انداختن
مسامحه
جواب
آسان گرفتن، ساده انگاری