متن درس پنجم عربی یازدهم
جاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسولِ اللَّهِ ﷺ فَقَالَ: عَلِّمْنِي خُلُقًا يَجْمَعُ لِي خَيْرَ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ.
فَقَالَ ﷺ: لا تَحْذِمْ.
وَ قَالَ الإِمَامُ عَلَيَّ ﷺ:
خَيْرُ إِخوانِكَ مَنْ دَعَاكَ إِلَى صِدْقِ الْمَقَالِ بِصِدْقِ مَقَالِهِ، وَ نَدَبِّكَ إِلَى أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ بِحُسنِ أَعْمَالِهِ.
إِذْنَ فَكُنْ صَادِقًا مَعَ نَفْسِكَ وَ مَعَ الآخَرِينَ فِي الْحَيَاةِ،
وَ لا تَهْرُبُ مِنَ الْواقعِ أَبَدًا،
فَإِنْ هَرَبْتَ مِنَ الْواقعِ فَسَوْفَ تُوَاجِهُ مَشَاكِلَ وَ صُعُوبَاتٍ كَثِيرَةً،
وَ تُضْطَرُّ إِلَى الْكِذْبِ عِدَّةَ مَرَّاتٍ،
وَ بَعْدَ ذَلِكَ يَتَبَيَّنُ كِذَّبُكَ لِلآخَرِينَ،
فَتَفْشَلُ فِي حَيَاتِكَ.
وَ هَذِهِ قِصَّةٌ قَصِيرَةٌ تُبَيِّنُ لَكَ نَتِيجَةَ الْكِذْبِ:
قَرَّرْ أَرْبَعَةُ طُلَابٍ أَن يَغِيبُوا عَنِ الإِمْتِحَانِ،
فَاتَّصَلُوا بِالْأُستاذِ هَاتِفِيًّا وَ قَالُوا لَهُ:
أَحَدُ إطاراتٍ سَيَّارَتِنَا انْفَجَرَ، وَ لَيْسَ لَنَا إطارٌ احْتِيَاطِيٌّ،
و لَا تَوَجَّدُ سَيَارَةٌ تَنقُلُنَا إِلَى الْجَامِعَةِ،
و نَحْنُ الْآنَ فِي الطَّرِيقِ بَعِيدُونَ عَنِ الْجَامِعَةِ،
و لَنْ نَسْتَطِيعَ الْحُضُورَ فِي الْإِمْتِحَانِ فِي الْوَقْتِ الْمُحَدَّدِ.
وَافَقَ الْأُستاذُ أَنْ يُؤَجِّلَ لَهُمُ الْإِمْتِحَانَ لِمُدَّةِ أُسْبُوعٍ وَاحِدٍ،
فَفَرَحَ الظُّلَابُ بِذَلِكَ؛ لِأَنَّ خُطَّتَهُم لَتَأْجِيلِ الْإِمْتِحَانِ نَجَحَتْ.
فِي الْأُسْبُوعِ التَّالِي حَضَرُوا لِلْإِمْتِحَانِ فِي الْوَقْتِ الْمُحَدَّدِ،
و طَلَبَ الْأُستاذُ مِنْهُم أَنْ يَجْلِسُوا فِي قَاعَةِ الْإِمْتِحَانِ،
ثُمَّ وَزَّعَ عَلَيْهِم أَوْرَاقُ الْإِمْتِحَانِ.
لَمَّا نَظَرُوا إِلَى الْأَسْئِلَةِ، تَعَجَّبُوا لِأَنَّهَا كَانَتْ هَكَذَا:
١- لِمَاذَا انْفَجَرَ الْإِطَارُ؟
٢- أَيُّ إِطَارٍ مِنْ سَيَارَتِكُمْ انْفَجَرَ؟
٣- فِي أَيِّ طَرِيقٍ وَقَعَ هَذَا الْحَادِثُ؟
٤- مَا هُوَ تَرْتِيبُ جُلُوسِكُم فِي السَّيَّارَةِ؟
٥- كَيفَ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَحْلُوا مُشْكِلَتُكُمْ؟
٦- كَم كَانَتِ السَّاعَةُ عِندَ انْفِجَارِ الْإِطَارِ؟
٧- مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يَسُوقُ السَّيَّارَةَ فِي ذَلِكَ الْوَقْتِ؟
٨- هَلْ تَضْمَنَّ أَن يُجِيبَ أَصْدِقَاؤُكَ مِثْلَ إِجَابَتِكَ؟
خَجِلَ الطُّلَابُ وَنَدِمُوا وَ اعْتَذَرُوا مِنْ فِعْلِهِم،
نَصَحَهُمُ الْأَسْتَاذُ وَ قَالَ:
مَنْ يَكْذِبُ لَا يَنْجَحُ.
عَاهَدَ الطُّلَابُ أَسْتَاذَهُمْ عَلَىٰ أَن لَا يَكْذِبُوا،
وَقَالُوا لَهُ نَادِمِينَ:
تَعَلَّمْنَا دَرْساً لَنْ نَنْسَاهُ أَبَداً.
پاسخ و معنی متن درس پنجم عربی یازدهم
سلام بچههای عزیز پایه یازدهم! به درس پنجم خوش آمدید. این درس یک داستان بسیار جذاب و آموزنده درباره عواقب دروغگویی دارد و همچنین گرامر بسیار مهمی (فعلهای مضارع منصوب) را به ما آموزش میدهد. بیایید با هم متن را روان و دقیق ترجمه کنیم:
ترجمه متن درس:
مردی نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: اخلاقی به من بیاموز که خیر دنیا و آخرت را برایم جمع کند (در بر داشته باشد).
پیامبر (ص) فرمود: دروغ نگو. (نکته: در فایل کلمه «لا تحذم» نوشته شده که خطای چاپی است و شکل صحیح آن در عربی «لا تَکْذِبْ» میباشد).
و امام علی (ع) فرمودند:
بهترین برادران (دوستان) تو کسی است که با راستگوییِ خودش، تو را به راستگویی دعوت کند و با کارهای نیکِ خودش، تو را به بهترین کارها فرا بخواند.
بنابراین در زندگی با خودت و با دیگران راستگو باش.
و هرگز از واقعیت فرار نکن.
زیرا اگر از واقعیت فرار کنی، به زودی با مشکلات و سختیهای زیادی روبرو خواهی شد.
و ناچار میشوی که چندین بار دروغ بگویی.
و پس از آن، دروغت برای دیگران آشکار میشود.
در نتیجه در زندگیات شکست میخوری.
و این داستان کوتاهی است که نتیجه دروغگویی را برایت روشن میکند:
چهار دانشجو تصمیم گرفتند که در امتحان غایب شوند (شرکت نکنند)،
پس تلفنی با استاد تماس گرفتند و به او گفتند:
یکی از لاستیکهای ماشینمان ترکید و لاستیک زاپاس (یدکی) نداریم.
و ماشینی هم وجود ندارد که ما را به دانشگاه ببرد.
و ما الان در جاده، دور از دانشگاه هستیم.
و هرگز نخواهیم توانست در وقت تعیین شده در امتحان حاضر شویم.
استاد موافقت کرد که امتحان را به مدت یک هفته برایشان به تأخیر بیندازد.
پس دانشجویان از این بابت خوشحال شدند؛ زیرا نقشهشان برای به تعویق انداختن امتحان موفق شده بود.
در هفته آینده (هفته بعد) در وقت تعیین شده برای امتحان حاضر شدند.
و استاد از آنها خواست که در سالن امتحان بنشینند.
سپس برگههای امتحان را بین آنها پخش کرد.
هنگامی که به سوالات نگاه کردند، تعجب کردند زیرا سوالات اینگونه بود:
۱- چرا لاستیک ترکید؟
۲- کدام لاستیک از ماشینتان ترکید؟
۳- این حادثه در کدام جاده اتفاق افتاد؟
٤- ترتیب نشستن شما در ماشین چگونه بود؟
٥- چگونه توانستید مشکلتان را حل کنید؟
٦- هنگام ترکیدن لاستیک ساعت چند بود؟
٧- در آن وقت چه کسی از شما رانندگی میکرد؟
٨- آیا ضمانت میکنی (تضمین میکنی) که دوستانت هم مثل جواب تو را بدهند؟
دانشجویان خجالت کشیدند و پشیمان شدند و از کارشان عذرخواهی کردند.
استاد آنها را نصیحت کرد و گفت:
کسی که دروغ بگوید، موفق نمیشود.
دانشجویان با استادشان پیمان بستند که دروغ نگویند،
و در حالی که پشیمان بودند به او گفتند:
درسی آموختیم که هرگز آن را فراموش نخواهیم کرد.
نکات آموزشی و گرامری متن:
بچهها، به کلماتی مثل «أَن يَغِيبُوا»، «لَنْ نَسْتَطِيعَ»، «أَنْ يُؤَجِّلَ» دقت کنید. اینها فعلهای مضارع هستند که حرفهای «أَنْ» (که) و «لَنْ» (هرگز نخواهد) قبل از آنها آمده است. این حروف باعث میشوند آخر فعل مضارع تغییر کند (مثلاً نون آخر حذف شود یا ضمه به فتحه تبدیل شود). به این حالت در عربی «مضارع منصوب» میگویند که در ادامه بیشتر با آن کار داریم.